السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
35
هدايتگران راه نور ، زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين (ع) (فارسى)
مردمان ، از خاص و عام ، بر من حق و حقوقى نبود ، كه اداى آنها تا آنجا كه در توان من است بر من واجب باشد ، هر آينه با دو ديدهام به آسمان و با قلبم به خدا مىنگريستم و اين نگاهها را باز پس نمىگرفتم تا آنكه خداوند كه بهترين داوران است كار مرا تمام سازد » . امام گريست و عبد الملك نيز گريه سر داد و گفت : چه تفاوت بزرگى است ميان بندهاى كه در جستجوى آخرت است و براى آن مىكوشد و بندهاى كه در پى دنياست از هر راهى كه آن را بدست آورد ، به راستى در آخرت او را هيچ بهرهاى نيست سپس به امام روى كرد و از نيازهايش پرسيد و از مقصودى كه به خاطر آن پيش عبد الملك آمده بود و شفاعتش را پذيرفت و به او انعام داد » . وقتى « طاووس » آنحضرت را در اواخر شب ديد كه بر گردخانه كعبه طواف مىكند از او كارهاى شگفتى مشاهده كرد ، تا آنجا كه دلش به حال امام مىسوزد . طاووس مشاهداتش را اين گونه بيان مىكند : امّا سجّاد عليه السلام را ديدم كه از شب تا سحر طواف و عبادت مىكرد ، چون هيچ كس را نديد به آسمان نگريست و گفت : « معبودا ! ستارگان آسمانهايت فرونشستند وچشمان مخلوقاتتآرام يافتند ، ودرهايت به روى گدايان باز شدهاست . به سويت آمدهام تا مرا بيامرزى و به من رحمآورى و سيماى جدّم محمّد صلى الله عليه و آله را در عرصات قيامتبهمن بنمايانى » . سپس گريست و گفت : « به عزّت و جلالت سوگند من با نافرمانىام قصد مخالفت تو را نداشتم ، و اگر عصيان تو را كردهام به تو شك نداشته و به شكنجهات نادان نبودهام